سلام...دیروز رفتیم سر پروژه....


پروژه چند تا بود و جاهای مختلف...رفته بودیم واسه بازدید..همه دختر ها و پسرها با ماشن ها ی خودشون اومده بودن...فقط ما 4 نفر...یه تعارف هم نزدن...بعضی هاشون..ما هم یه لنگه پا وایساده بودیم..تصمیم گرفتیم با تاکسی بریم..که یکی از اقایون  گفت بیاین با ما برین..خلاصه سوار شدیم..اما رومون نمیشد وقتی میخواستیم یه جای دیگه بریم بگیم ما میخوایم بیایم و اینا ..بنده خدا فهمید دومین بار خودش گفت دیگه هر ا خواستینبرین بیاین با همین ماشین...حتی واسه برگشتن ...

وقتی پیاده شدیم..حس بدی داشتم...بچه ها هم همین حس رو داشتن..خیلی بده ادم معذب باشه...تصمیم گرفتم رسما واسه گرفتن گواهینامه اقدام کنم..اما نیمدونم چی کار کنم..من حتی یه بار هم ننشستم پشت رل..نه خودم ماشینداشتم..نه بابام و نه حتی بابابزرگ و جدم...