کلافه

چند برگ برچسب میخوای..

میگم دوتا

میگه باشه براتون میارم..

دوباره زل میزنه به من چند ربگ برچسب میخوای منم میگم دو تا..

فقط دوست دارن نگاه کنن به ناموس مردم..فرقی نمیکنه هشتاد ساله باشن یا صد ساله یا حتی یه پسر 10 ساله..

ازشون بدم میاد..این کار واسه خانوم هاشون عادی و واسه اقایونشون افتخاره

من خوشم نمیاد بشینم با فروشنده مغازه ها بگو وبخند راه بندازم...گرچه از وقتی اومدم توی این شهر متهم شدم به عقب ماندگی فرهنگی اما برام مهم نیست...

خوشم نمیاد وقتی مرد هشتاد ساله زل میزنه بهمن واسه یه فتوکپی ..اون قدر وقت تلف میکنه...سوال الکی میپرسه تا من اونجا بمونم..

مخصوصا وقتی خودت رو متعلق به کس دیگه ای بدونی..

گاهی اوقات ا خودم میگم..اینا که تقصیری ندارن...نمیدونن حیا و غیرت چیه...؟

خدا به دادت برسه که از یه شهر اومده باشی که مردمش با حیا باشن....

پ.ن. حالم از این شهر به هم میخوره...از مرداش..خیلی بدن ...

پ.ن. مامان داره اخلاقش عوض میشه..مامان بزرگ الزایمر داره..مامان هم بعضی چیزها رو فراموش کرده...گاهی اوقات هم یه چیزهایی میگه که ما اصلا ندیدیم

پ.ن. دلم میخواد از این شهر برم...اگه از این شهر نرفتم..از دنیا برم

/ 1 نظر / 9 بازدید
بانو

پس چرا من فکر کردم مردم شهرتون آروم و بی دغدغه ان... آلزایمر واقعا بده... خدا برای کسی نخواد..