حال این روزهای من

 

 

این روزها تنهایی و بی کسی رو با تموم وجودم احساس میکنم..وقتی که پشتم خالی میشه و خودم رو بین دنیایی که تنها هستم در میان یک عالمه انسان های گرگ نما میبینم...حس داشتن تو وجودم رو قلقلک میده..اون وقته که دوست دارم کنارت باشم...کنارت ارام دراز بکشم..شاید روح باشم تا تو رو بیدار نکنم...دستم رو اهسته به دور بازویت حلقه کنم..سرم رو به اون بچسبونم...و چشمانم رو ببندم..که شاید ..باتو وارد یک دنیای دیگه بشم..یا از این دنیا برم... اما مطمئن باش در هر صورت به ارزویم رسیدم...

/ 0 نظر / 6 بازدید