این چند روز..

کیف بیرونیم رو همراه کیف دانشگاهم میارم...

از دوستم میشنوم یکیک از دوستای دوره دانشگاهم که درسش تموم شده..تشادف کرده و بچه اش سقط شده...تلفن زنگ یمخوره ..یکیک از اشناها که عروسیش 27 خرداد بوده..سر کار قلبش ایستاده...

میام نت...شوهر بهاررفته...میرم دانشگاه...دل پیچه میگیرم....

و در کمال ناباوری....یه دفعه تلفن زنگ میخوره..از اشتراک اینترنت سکه بهار ازادی برندا میشیم...

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید